| دوشیــــــــــــزه ای که یک چند قدمی داخل من مهمانی---قدمت خوش بپذیرم که تو یک انسانی |
|
|
|
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت : حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد دختر گفت : دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سال ها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روز هایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
فروغ فرخزاد
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:59 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره اگه پژمرده باشی گلدونت برات بمیره گل من نگو که اونجا دل تو برام می گیره گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
تو را تا اوج می خواهم برای ناز چشمانت چه بی صبرانه می مانم دلم تنگ است و بی یادت در این غربت نمی مانم تو هستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم
تو را از بس زلالی دوست دارم تو رااز بی مثالی دوست دارم اگرچه شاخه گلی هم ندارم تو را با دست خالی دوست دارم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:57 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
دوستان سلام من بعد از یک مدت طولانی دوباره برگشتم میدونم که این مدت از دستم راحت بودید اما باید خدمتتون عرض کنم که واقعا متاسفم چون من باز برگشتم! به زودی هم یه پست توپ براتون میذارم. پس منتظر حضور سبزتون هستم. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:35 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
خداوند کسی را از تو بگیرد که خدا را از تو گرفت.
دنیا را بد ساخته اند. کسی که دوستش داری تو را دوست نمیدارد و کسی که تو را دوست می دارد تو او را دوست نمی داری و کسی که تو او را و او تو را دوست می دارد هیچ گاه به هم نمی رسید . ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 15:25 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
بي تو، مهتاب شبي، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فروریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آمد: تو به من گفتی: " از این عشق حذز کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن، آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، که دلت با دگران است تا فراموش کنی، چندی ازاین شهر سفر کن" با تو گفتم: حذر ازعشق؟- ندانم سفرازپیش تو؟هرگز نتوانم، نتوانم! روز،اول که دل من به تمنای تو پرزد، چون کبوتر،لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ..."
بازگفتم که: "تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذرازعشق ندانم، نتوانم" اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب، ناله تلخی زد و بگریخت... اشک درچشم تو لرزید، ماه برعشق تو خندید
یادم آمد که: دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم. نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگرهم، نه گرفتی دگرازعاشق آزرده خبر هم، نه کنی دگرازآن گوچه گذرهم...
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 2:11 توسط دوشیزه |
|
|
|
زندگی آقايون از تولد تا بعد از مرگ 1- شش سال اوّل زندگی: • گريه نکن • شيطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذيّت نکن • روی ديوار نقاشی نکن • انگشتت رو تو پريز برق نکن • دمپايی بابا رو پات نکن • به خورشيد نگاه نکن • شبها تو جات جيش نکن • تو کمد مامان فضولی نکن • با اون پسر بیتربيته بازی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن • زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن • دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن 2- دوره دبستان: 2- دوره دبستان: • موقع رفتن به مدرسه دير نکن • پات رو تو جاميزی نکن • ورقهای دفترت رو پاره نکن • مدادت رو تو دهنت نکن • به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن • تخته پاککن رو خيس نکن • حياط مدرسه رو کثيف نکن • با دخترهاي شمسی خانوم آمپول بازی نکن • دست تو کيف بغل دستيت نکن • تختهسياه رو خطخطی نکن • گچ رو پرت نکن • تو راهرو سرو صدا نکن • تو کلاس پچپچ نکن • ATARI بازی نکن 3- دوره راهنمايی: • ترقّه بازی نکن • SEGA بازی نکن • جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن • موقع برگشتن از مدرسه دير نکن • تو کوچه فوتبال بازی نکن • دست تو جيبت نکن • با مامانت کلکل نکن • تو کلاس صحبت نکن • بعد از ظهر سروصدا نکن • با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن • اتاقت رو شلوغ نکن • روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن • عکس لختی تماشا نکن • با بچّههای بیادب رفت و آمد نکن • جرّ و بحث نکن بقیه ماجرا رو در ادامه مطلب بخونید ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:17 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )
بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند . بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است . بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد . در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده . کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق . کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي . بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ . کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست . بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند . معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد... ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:11 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
وقتی تو برنده می شی من با صدای بلند داد می زنم :
الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و ویکتور هوگو
دنیا اینجوریه دیگه
افلاطون می گه:
شاید ان روز که سهراب نوشت
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 11:29 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
بقیه عکس ها رو در ادامه ی مطلب ببینید! ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 11:4 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات میمیره
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
به نسیمی همه راه به هم می ریزد
گفتمش دل می خری؟پرسید چند؟ ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:22 توسط دوشیزه |
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
|
|
|
|
دختر و پسرهای ایرونی |
![]() |
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|